ازعکسهای زیر لذت ببرید و با نگاهی هنرمندانه به آنها بنگرید

**********

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳۱ | ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟

زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !

پسرک گفت: خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.

مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند   

آیا ما هم میتوانیم چنین خود ارزیابی از کار خود داشته باشیم؟

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳۱ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است. شک کرد که همسایه‌اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه‌اش در دزدی مهارت دارد؛ مثل یک دزد راه می‌رود، مثل دزدی که می‌خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می‌کند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد، زنش آن را جابه‌جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می‌رود، حرف می‌زند و رفتار می‌کند.

.

.

به اطراف خودتون هر طور که بنگرید همان را خواهید دید. شک نکنید

آنچه که در چشمان شما دیده میشود همان چیزی است که از فکر و ذهن شما نشعت میگیرد

پس کمی بیاندیشید

دوست دارید دنیار را چگونه ببنید؟

دوست دارید چه کسی یا چه چیزهایی در اطراف شما بیشتر باشد؟

آیا برای بدست آوردن آنها باید همه چیز در اطرافتان را تغییر دهید؟

یا کافی است

.

.

.

.

.

.

نگاهتان را تغییر دهید



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳۱ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

رنگ ها

دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...

 برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند .

=اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز

آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد .

اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار

 نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد .

اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف

 کنید.

=افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد

سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود .

اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش

 استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است .

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر

 بیندیشید .



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳٠ | ۸:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:

۵۰ گرم ، ۱۰۰ گرم ، ۱۵۰ گرم

استاد گفت:

من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا  وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید:

خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.

حق با توست… حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا  مشکلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳٠ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

زمانی که تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت می‌کند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود، زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی.

 

خودت را بپذیر؛ هر چه که هستی حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر؛ تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی.

زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت.

عشق یک تجربه هست، ولی زبان بسیار مکار است. پس مراقب زبانت باش.

سکوت را بر خودت تحمیل نکن. هیچ چیز را بر خودت تحمیل نکن. شادی کن؛ آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات کوچکی از سکوت و آرامش واردت می‌شود.

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.

اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.

وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا می‌گردد و منحصر به فرد.

هرگاه عاشق باشی، احساس عجز کامل می‌کنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو می‌خواهی هر کاری را برای معشوقت انجام دهی، اما می‌فهمی که کاری از دستت بر نمی‌آید. اما عشق یعنی همین که تمام فکرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده‌ات بر نیاید.

تو نمی‌توانی انسانی را تصاحب کنی، زیرا او یک شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممکن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است.

اگر نتوانی با معشوقت ساکت بمانی؛ بدان که هنوز عاشق نشده‌ای.

تنها راه کسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر می‌شود. هر چه بیشتر ایثار کنی؛ بیشتر می‌گیری.

والاترین انسان کسی هست که با عزمی شکست ناپذیر؛ انتخاب کند.

هر موجودی؛ یک سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تکرار نشدنی و غیر قابل مقایسه.

اگر بتوانی تماماً و یک دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس می‌شود نه تنها برای خودت بلکه برای دیگران هم اصلاً تو برای دنیا برکت و نشاط خواهی شد.

اگر عشقی احساس نمی‌کنی؛ تظاهر نکن، سعی نکن نمایش بدهی که عاشقی حتی اگر خشمگینی بگو که خشمگین هستی و باش ولی حقیقی باش.

زندگی یک مسابقه و رقابت نیست پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.

هیچکس نمی‌تواند تو را تغییر دهد. تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی.

اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.

اصیل بودن یعنی واقعی بودن خنده‌هایت، گریه‌هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی.

آنان که طمع کارند؛ برای پر کردن احساس تهی بودنشان بارها و وزنه‌ها را با خود حمل می‌کنند.

 

 

 

جمله روز :   تحمل و بردباری بالاترین جرات و جسارت است .پاستور 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٩ | ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

تصویر سازی یه هنر روز در دنیای مدرنه

تصویرسازی برای کتابهای کودک یه هنر جدید نیس ولی امروزه واسه اینکه بتونی بچه ها رو وادار کنی که کتابتو بخونن یه تصویرساز باید بتونه عین خودشون فکر کنه.

 

وقتی میخای یه متن ادبی یا یه داستان از تو شاهنامه یا یه شعر مولوی رو تصویرسازی کنی بهتره اول خودت اونو خوب بفهمی یعنی داستانو یا شعرو واسه خودت به زبان عامیانه تعریف کنی .

بعد اونو واسه یکی تعریف کنی . هر وقت تونستی تصوراتتو در قالب کلمات از زبانت خارج کنی و واسه یکی تعریف کنی به صورتی که مخاطبت کاملا داستانو درک کنه و بفهمه که چی واسش تعریف میکنی .........

اونوقت...

میتونی حالا چشاتو ببندی و شروع کنی به کشیدن شخصیتای داستانی که الان تعریف کردی

لازم نیس که به منبع اصلیت مراجعه کنی که بفهمی درست میگی یا نه

لازم نیس از کسی بخای که اون داستانو مطالعه کنه تا ببینی درکت درست بوده یانه

میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون حالا تو واسه خودت یه داستان خوب داری که فقط متعلق به فکر و ذهن خودته

اگه در مرحله قبل تونستی اونو واسه یه مخاطب تعریف کنی و ازش یه نتیجه هم بگیری  و مخاطبتم اونو فهمیده، در این صورت در این مرحله تو صاحب یه فکر هستی که متعلق به توست خود خود خودت.

خوبه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

احساس خیلی خیلی قشنگی نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

احساس اینکه از یه شعر چیزرو دریافت کردی که فقط مال توئه

حالا واسش میتونی شخصیت سازی کنی. ابتدا بهتره که چشماتونو ببندید و بکشید تا از ضمیر ناخوداگاهتون هر تصویری که میخاد بیرون بیاد

بعد ، میتونی ساخته و پردازشش بکنی و اونو به هر تکنیکی که میخای روی مقوا رنگ امیزی کنی .

کلاژ،ابرنگ،مدادرنگی،گواش،اکرلیک،رنگ روغن،پاستل گچی،پاستل روغنی،اسکراچ،برجسته سازی با چسب چوب و.......

اینا انواع تکنیکایی که میتونید واسه نقاشیتون تصمیم بگیرید و یکیشو انتخاب کنید.

میتونید کل نقاشی رو در ٧ یا ٨ فرم یا اسلاید نشون بدید ٢ فرم هم برای روی جلد و پشت جلد در نظر بگیرید و یه اسم هم واسش انتخاب کنید.

داستانی رو که در ذهن دارید خلاصه کنید و با هر شیوه و شکلی که میخاید شعر کوتاه

شعرنو،داستان کوناه ، کودکانه ، بزرگسالانه ،... و یا برای هر گروه سنی که مایلید در نظر بگیرید و سعی کنید تمام فرمها یا اسلایدها به نوعی با هم در ارتباط باشن .

مثلا وقتی در یک اسلاید تصمیم گرفتید که از ابرنگ استفاده کنید این کار رو در تمام اسلایدها انجام بدید و تمام فرم ها یا اسلایدها رو با یک تکنیک متحد به اتمام برسونید.

حالا،

اسلایدهاتونو اسکن کنید و ببرید توی کامپیوتر، توی نرم افزار فتوشاپ مرتبشون کنید و براش شماره صفحه، متن ، کادر و اسم طراحی کنید.

حواستون باشه که مقابل طرح صفحه اول چه صفحه ای قرار میگیره و به دیزاین و صفحه ارایی اون خوب دقت کنید.

حالا میتونید اونو پرینت بگیرید و به ترتیب شماره صفحه روی هم قرار بدید و منگنه کنید یا اینکه اونو صحافی کنید.

الان شما صاحب یه کتاب هستید که خودتون اونو تصویرسازی کردید.

حس خوبی دارید نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهش افتخار کنید و دنبالش باشید تا نظر دیگران رو راجع به اون بدونید تا اگر لازم باشه اصلاحاتی روش انجام بدید .

فایلهای کامپیوتریتونو آرشیو کنید و در جای مطمئنی ازش نگهداری کنید.

موفق باشید



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢۳ | ۳:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()
  • تیم بلاگ | زیبا مد