گیلان ـ قلعه رودخان
افسون می‌شوید
حتی از دیدن عکس‌ روستای قلعه رودخان از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن در استان گیلان هم لذت می‌برید و دلتان تازه می‌شود تا چه رسد به این‌که آنجا باشید و در هوای خنک و مطبوعش نفس عمیق بکشید و صدای هوش گیاهان به گوشتان برسد و بوی سبزه مرطوب جنگل را حس کنید و به آواز پرندگان گوش کنید که در اعماق آن سبزی یکدست می‌خوانند.

 

طوری نمی‌شود، هیچ‌کس نمی‌فهمد، فقط چند لحظه موتور خیالپردازی‌تان را روشن کنید و خودتان را به من بسپارید تا پیشنهادم را برای شما توصیف کنم. آماده‌اید؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده‌اید و از روستای حیدرکلات گذشته‌اید، در پارک جنگلی قلعه‌رودخان هستید و از روی پل چوبی رودخانه رد شده‌اید و آن ترس عمیق و خواستنی از جریان تند آب خنک رودخانه زیر پایتان را تجربه کرده‌اید.

از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می‌شود؛ دالانی سبز که سرشاخه‌های درهم‌پیچیده درختان، آن را برای شما آذین بسته‌اند. بگذارید آن سبز دلاویز چشم‌هایتان را بنوازد، بگذارید ریه‌هایتان از نفس گیاهان انباشه شود و قدم تند کنید تا به پله‌های قلعه رودخان، باشکوه‌ترین دژ نظامی استان گیلان، برسید. پله‌ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه‌بسته بالای تپه، چنان افسونتان می‌کند که مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا می‌روید و خستگی را از یاد می‌برید.
خب، حالا خیالپردازی را تمام کنید و تنها به یک پرسش من پاسخ دهید؛ چرا وقتی از نعمت زنده بودن برخورداریم و خبر داریم این همه زیبایی در جایی از کشور، انتظارمان را می‌کشد، در خانه نشسته‌ایم و ترجیح می‌دهیم در رویا سیر کنیم؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!

این محل بی نظیر است و آنجاست که شما به شکوه و بزرگی کشورمان و مردمان دیرین در ایران افتخار خواهید کرد.

جایی که شما هستید  مملو از هنر و معماری است که در ٢٣٠٠ یا ۵٠٠ سال پیش مردم پرافتخار این آب و خاک آن را الم کرده اند.این دژ به قدری پرافتخار است که شما به این می اندیشید "امروز که من با این پله های سنگی زیبا و با وجود استراحتگاه میان راه آن را پیمودم و احساس خستگی می کنم در ٢هزار و اندی پیش مردم سرزمین من به چه باوری رسیده بودند که تک تک این سنگها را بدون وسیله نقلیه های امروزی به این بالا رسانده اند و با این هنرمندی این قلعه را بپا داشته اند این معماری استوانه ای که امروزه پرطرفدار است آن زمان با چه نرم افزار اتوکد یا آرشی کدی کشیده شده است و چه مهندسی بر آن نظارت کرده است تا اینگونه دقیق و زیبا ساخته شود.در سراسر دیوار های دژ سوراخهای مستطیل شکل بسیار کوچک محل قرار گرفتن تفنگ برای نگهبانی شکوه دژ را چندین برابر کرده است استفاده از ملات ساروج در لابلای سنگها،استفاده از سنگهای برش خورده شبیه به شیروانی های امروزی که تک تک با دست برش داده شده است شما را مسخ خود خواهد کرد.فضای بی نهایت نظامی آن در عین هنرمندی های ظریفکارانه هوش از سر شما بدر خواهد کرد و از اینکه برای دیدن این دژ زحمت بالا آمدن را به خود داده اید خوشحال خواهید شد .

بی اختیار به یاد استاد مرحوم در ترانه های ناب ایرانی استاد نوری:

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس / چه سفر ها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها / چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود / رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود / خون دلها خورده ایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن / چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر / چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک / رنج دوران برده ایم
ما برای جاودان ماندن این قسم خاک / خون دلها خورده ایم

ما برای آنکه ..........

بسیار قابل تأمل و اندیشه است.............. .



تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۳٠ | ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

از پنج‌شنبه گذشته نمایش برترین عکس‌های نجومی سال در رصدخانه سلطنتی گرینویچ لندن آغاز شده است. نیوساینتیست از میان این تصاویر چندتایی از برگزیده عکس‌‌های شرکت‌کننده در رقابت‌های عکاسی را انتخاب کرده است که به نمایش شفق شمالی، کسوف و گذر ستاره‌ای دنباله‌دار از منظومه شمسی پرداخته‌اند.

بریستول در آتش
درختی که در میانه این تصویر می‌بینید کاج چندین‌هزار ساله بریستول در کوه‌های وایت کالیفرنیا است. عکس در لحظه عبور یک شهاب را در مقابل کهکشان راه شیری گرفته شده است.

بریستول در آتش

رگه‌های قرمز بدنه کاج به شکل تصادفی و زمانی که تام لو، عکاس این عکس سرگرم آماده‌سازی تجهیزات عکاسی بوده ایجاد شده‌اند. این عکس تصادفی نه تنها بهترین عکس در بخش «زمین و آسمان» شناخته‌شده بلکه بهترین عکس نجومی سال نیز لقب گرفته است.

در احاطه آسمان
شفق شمالی بدون‌شک یکی از خیره‌کننده‌ترین جلوه‌های نور طبیعی است. این پدپده از کنش‌ متقابل میان بادهای خورشیدی و میدان مغناطیسی زمین حاصل می‌شود. علت دقیق این پدیده هنوز کشف نشده است.

در احاطه آسمان

این عکس که توسط فردریک برومز در جنگل‌های تایگا واقع در جزیره کوالویا، نروژ از میان درختان بلند سوزنی از شفق شمالی گرفته‌شده به عنوان یکی از بهترین عکس‌های بخش «زمین و آسمان» انتخاب شده است.

پانورامایی از صورت فلکی شکارچی
شکارچی یا جبار، یکی از شناخته‌شده‌ترین صورت‌های فلکی آسمان شب است. با این حال تنها عده معدودی موفق شده‌اند این صورت فلکی زیبا را مانند عکس فوق‌العاده‌ای که توسط راجلیو برنال‌اندرو گرفته‌شده، تماشا کنند. این عکس برنده بهترین جایزه بخش «خارج از منظومه شمسی» شده است.

صورت فلکی شکارچی

اگر به سمت چپ تصویر نگاه کنید می‌توانید کمربند صورت فلکی جبار را که شامل سه ستاره درخشان است، تماشا کنید. سحابی تاریک سراسبی و سحابی جبار را نیز می‌توانید ببینید. این ابرهای تشکیل‌شده از گاز، گرد و غبار کیهانی و دیگر مواد به آهستگی سرد و منقبض می‌شوند و در نهایت می‌توانند ستاره‌ها یا سیارات دیگری را شکل دهند.

سحابی بادبان
این عکس که توسط مارتین پاگ گرفته شده، سحابی بادبان را در صورت فلکی دجاجه نشان می‌دهد. این سحابی بازمانده انفجار یک ابرنواختر در حدود 5000 سال پیش است.

سحابی سمحاق

زمانی که این ابر نواختر منفجر شده، احتمالا جرم حاصل از انبساط گازها مانند هلال ماه در آسمان می‌درخشیده و با چشم غیر‌مسلح نیز قابل رؤیت بوده است. اما در حال حاضر رؤیت این سحابی زیبا و عکاسی از آن کار چندان ساده‌ای نیست. همین دلیل باعث شده این عکس زیبا برنده دومین جایزه بخش «خارج از منظومه شمسی» باشد.

خورشیدگرفتگی کامل
خورشیدگرفتگی کامل پدیده فوق‌العاده‌ای است که به ندرت شانس تماشای آن پیش خواهد آمد. اما زمانی که ماه از میان زمین و خورشید می‌گذرد، تاریکی مطلق وجود نخواهد داشت. این عکس زیبا که توسط آنتونی آیومامیتیس گرفته‌ شده گسترش نور از سطح خورشید را که تاج خورشید نامیده می‌شود به فضای خارجی نشان می‌دهد. این عکس برنده بخش «منظومه شمسی ما» شده است.

صورت فلکی شکارچی

در اطراف خورشید می‌توان رگه‌های بسیار روشنی از نور را مشاهده کرد که سیخک خورشید نام دارند. آنها فضایی به پهنای 500 کیلومتر را اشغال کرده‌اند و تا ارتفاع چندین‌هزار کیلومتری کشیده شده‌اند. تاج خورشیدی نیز به شکل زیبایی اطراف خورشید گرفته را پوشانده است. 

دنباله‌دار سبز لولین
یکی‌ دو سال بیشتر از کشف ستاره دنباره‌دار لولین توسط یک ستاره‌شناس چینی در رصدخانه‌ای در تایوان نمی‌گذرد. این دنباله‌دار اولین‌بار در 61میلیون کیلومتری زمین رؤیت شده است.

دنباله دار سبز

ریچارد هایبی که این عکس را از اولین حضور لولین در منظومه شمسی گرفته، یکی دیگر از عکاسانی است که مورد تقدیر کمیته داوران در بخش «منظومه شمسی ما» قرار گرفته است. احتمال می‌رود رنگ سبز روشن اطراف این دنباله‌دار از گازهای اتمسفری آن که فضایی به ابعاد مشتری را اشغال کرده‌اند حاصل شده باشد. 


یک دایره کامل
این عکس فوق‌العاده از کسوف که سال گذشته در هندوستان گرفته‌ شده، بسیار جالب‌توجه است. عکاس 14ساله این عکس با هوشیاری از ابرها مانند یک فیلتر استفاده کرده است. داوران این عکاس را که Dhruv Arvind Paranjpye نام دارد به عنوان جوان‌ترین عکاس نجوم سال انتخاب کردند.

یک دایره کامل

بد نیست یادآوری کنیم که سال گذشته شاهد چهار خسوف و دو خورشیدگرفتگی بودیم. کسوف 22 جولای گذشته که بیش از 6 دقیقه به طول انجامید، بزرگ‌ترین خورشیدگرفتگی قرن بود.



تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٧ | ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیزترین مسابقات دو در جهان بود.دوی ماراتن در تمام المپیکها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیک. این مسابقه به طور مستقیم در هر 5 قاره جهان پخش میشود.

کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومترو 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود...

هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند. رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره کرد...

استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند.

اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد.

نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند...

در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند. اما...

بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند.

از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آکواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود. 20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد.

داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد. خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود!

جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.

بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.

40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند.

شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود.

او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت.

فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درک نیست!

و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد: مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم.

داستان "جان استفن آکواری" از آن پس در میان تمام ورزشکاران سینه به سینه نقل شد

حالا آیا یادتان هست که نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه کسی بود؟!!

یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غالب می آید

 


سخن روز :  نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خستگی آور نباشی. (هیلزهام) 



تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱۳ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()

حیوانات جنگل یکی از روزها دور هم جمع شدند تا مدرسه ای درست کنند

خرگوش , پرنده , سنجاب و مارماهی شورای آموزشی مدرسه را تشکیل دادند

خرگوش اصرار داشت که دویدن جزء برنامه درسی باشد.

پرنده معتقد بود که باید پرواز نیز گنجانده شود

  

ماهی هم به آموزش شنا معتقد بود و سنجاب اصرارداشت که بالا رفتن از درخت

نیز باید در زمره آموزشهای مدرسه قرار بگیرد

شورای مدرسه با رعایت همه پیشنهادات دفترچه راهنمای تحصیلی مدرسه را تهیه نمود

و بعد قرار شد که همه حیوانات درسها را یاد بگیرند

خرگوش در دویدن نمره بیست گرفت, اما بالا رفتن از درخت برایش دشوار بود

مرتب از پشت به زمین می خورد

 

دیری نگذشت که در اثر یکی از این سقوط ها مغزش آسیب دید و

قدرت دویدن را هم از دست داد

حالا به جای نمره بیست, نمره ده می گرفت

و در بالا رفتن از درخت هم نمره اش از حد صفر بالاتر نمی رفت

 

پرنده در پرواز عالی بود اما نوبت به دویدن روی زمین که می رسید

نمره خوبی نمی گرفت

مرتب صفر می گرفت. صعود عمودی از تنه و شاخه و

برگ درختها هم برایش سخت بود

 

جالب اینجا ست که تنها مارماهی کند ذهن و عقب افتاده بود که

می توانست درسهای مدرسه

را تا حدودی انجام دهد و با نمره ضعیف بالا رود

   

اما مسئولین مدرسه از این خوشحال بودند که همه دانش آموزان همه دروس را می خوانند.

  عده ای هستند که همیشه کوشیده اند یک الگوی مشخص بر مردم تحمیل کنند

آنان ماشین می خواهند نه انسان

 

آنها می خواهند خداوند انسانها را همانطور بسازد که شرکت فورى اتومبیل می سازد :

روی خط تولید

 

ولی خداوند انسانها را روی خط تولید خلق نمی کند

 

 و هر فردی را منحصر به فرد می آفریند

 

  از باغی می گذری و به یک درخت بلند و عظیم برمی خوری

مقایسه کن: درخت بسیارتنومند و بلند است، ناگهان تو خیلی کوچک هستی

اگر مقایسه نکنی، از وجود آن درخت لذت می بری،

ابداٌ مشکلی وجود ندارد.

درخت تنومند است: خوب که چی؟

بگذار تنومند باشد، تو یک درخت نیستی

و درختان دیگری هم هستند که چندان تنومند و بزرگ نیستند

ولی هیچکدام از عقده ی حقارت رنج نمی برند

 

من هرگز با درختی برخورد نکرده ام که از عقده ی حقارت یا

از عقده ی خودبزرگ بینی در رنج باشد

 

حتی بلند ترین درختان،هم از عقده خودبزرگ بینی رنج نمی برد، زیرا مقایسه وجود ندارد

  

انسان مقایسه را خلق می کند،

زیرا برای عده ای نفس فقط وقتی ممکن هست که پیوسته توسط مقایسه تغذیه شود.

  ولی آنوقت دو نتیجه وجود دارد: گاهی احساس برتر بودن می کنی و گاهی احساس کهتربودن

و امکان احساس کهتری بیش از احساس برتری است،

زیرا میلیون ها انسان وجود دارند

کسی از تو زیباتر است، کسی ازتو بلندقد تر است،

کسی از تو قوی تر است، کسی به نظر هوشمندتر از تو می رسد

کسی بیشتر از تو دانش گردآوری کرده است،

کسی موفق تر است، کسی مشهورتر است،

کسی چنان است و دیگری چنین است.

اگر به مقایسه ادامه بدهی، میلیون ها انسان.....

عقده ی حقارت بزرگی گردآوری می کنی.

ولی این ها واقعاٌ وجود ندارد، مخلوق خودت است

 

زندگی شگفت انگیز است

فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید


کوچک باش و عاشق
...

که عشق می داند

آئین بزرگ کردنت را
...
بگذارعشق خاصیت تو باشد


نه رابطه خاص تو باکسی

فرقى نمی کند

گودال آب کوچکى باشى

یا دریاى بیکران

زلال و پاک که باشى
تصویر آسمان در توست

چرا که مردم آنچه را که گفته ای فراموش خواهند کرد

آنان آنچه را که انجام داده ای به فراموشی خواهند سپرد

اما هرگز از یاد نخواهند برد که باعث شده اید

چه احساسی نسبت به خود داشته باشند

دوست داشتن دلیل نمی خواهد
ولی نمی دانم چرا
خیلی ها

و حتی خیلی های دیگر

می گویند

این روز ها

دوست داشتن

دلیل می خواهد

و پشت یک سلام و لبخندی ساده
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده

و دنبال گودالی از تعفن می گردند

دیشب
که بغض کرده بودم

باز هم به خودم قول دادم

من سلام می گویم

و لبخند می زنم

و قسم می خورم
و می دانم
   

عشق همین است
به همین ساد گی

بارالها

برای همسایه ای که نان مرا ربود نان

برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی

برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق

از درگاهت آرزو دارم

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٧/٦ | ۱:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()
  • تیم بلاگ | زیبا مد