به نام خداوند جان

خوداندیشی یا دگراندیشی ؟‌

در شرایطی که نیازمند استفاده از چیزی هستید که برای بقای شما ضروری و حیاتی است ، مادامی که تنها به خود بیاندیشید و در تلاش انفرادی برای رفع آن بکوشید چه بسا که با شکستهای پی در پی روبرو شوید حال آنکه وقتی از پیله ی خودخواهی و خودنگری خارج می شوید و به انسانهای دیگر هم می اندیشید و در صدد آن بر می آیید که ابتدا کمکی کرده باشید ، بی درنگ بازتاب یاری ، کمک و مساعدت شما بر خود شما هم خواهد تابید و از آن بهره ی کافی و وافی را خواهید برد . عشق و محبت خاصیتی عجیب دارد که هرچه از آن نثار دیگران کنیم به جوشش خواهد رسید، به مضراب میرسد و به خود ما باز خواهد گشت . در روایتی خواندم ، روزی شخصی دوست داشت بهشت و جهنم را ببیند، یکی از دوستانش او را برای دیدن بهشت و جهنم دعوت کرد. وقتی به دیدار دوستش رسید به اتاقی رفت که در آن عده ای به دور میز گرد و بسیار بزرگی نشسته بودند . در وسط میز ظرف سوپی بزرگ گذاشته شده بود و به همه ی افراد دور میز قاشقهایی داده شده بود با دسته های بسیار بلند که به راحتی به ظرف سوپ میرسید. آنان وقتی برای استفاده از آن غذای حیاتی با وسیله هایی که داشتند فقط در تلاش خودخواهانه و مصرانه بودند به نتیجه ای نمی رسیدند،‌ بلندی دسته ها درست است که برای برداشتن غذا مناسب بود اما برای برگرداندن و در دهان گذاشتن وسیله ی مناسبی نبود و چه بسا نگرش خودخواهانه ی آنها باعث می شد که تلاش دیگران را نیز نابود کند و گاهی با قاشق خود روی دسته ی قاشق دیگران هم میزدند تا آنها هم به نتیجه نرسند و در صدد مبارزه با آنان بر آیند. تلاش انفردای آنها و شکستهای پی در پی باعث شده بود رنگ و رمقی در کسی باقی نماند تا وقتی که کسی برخواست "‌همیشه یک نفر باید به پاخیزد" . فکری نو به ذهنش رسید. تفکری جدید و خلاقانه از خود بروز داد ، مانند دیگران نیاندیشید ، مانند دیگران عمل نکرد، حرکتی تازه منحصر به فرد انجام داد و از فرصت بدست آمده نهایت بهره را برد و به فکر راهی تازه افتاد . دست خود را برای کمک به دیگران دراز میکند، قاشقش را از سوپ پر میکند و در دهان دیگری میگذارد و دیگران هم از او تبعیت کرده و کار او را ادامه می دهند. بدینگونه دیگر کسی به خود نمی اندیشد و تلاشش برای یاری رساندن به دیگران است و همین امر موجب می شود که دیگران هم برای یاری به او بشتابند و قاشقهای پر شده از غذای خودشان را به سمت او ببرند. و با این حرکت دست کمک و یاری رساندن دیگران در راه تلاش او نیز بلند می شود . همه در تلاش خواهند بود تا از غذای داخل ظرف لااقل یک نفر بهره ببرد " همه برای یکی یکی برای همه "‌. پس از دیدن نتیجه ی آن و دیدن رنگ و نوری تازه انگیزه ی همگی آنان تحریک شده و با دیدن ثمره ی کار خود در راستای کمک به بقیه نیز همان کار را تکرار میکنند و همگی از آن بهره می برند و دنیای بی رنگ و رمق و خودخواهانه و شکننده ی خود را تبدیل به دنیایی پر از نور ، امید، همدلی و عشق و جوانی میکنند . به امید روزی که همه ی ما بتوانیم با یک تفکر جهانی بیاندیشیم و از لاک خودخواهانه و مستبدانه ی خود بگریزیم تا دهکده ی جهانی را با رنگ و بویی تازه و دلپذیر زینت کنیم .

نار خندان باغ را خندان کند/ صحبت مردانت از مردان کند

گر تو سنگ صخره و مرمرشوی /چون به صاحب دل رسی گوهر شوی

مهر پاکان در میان جان نشان / دل مده الا به مهر دلخوشان............ مولانا

 

نوشته عاطفه نوری . فوق لیسانس مدیریت کارآفرینی



تاريخ : ۱۳٩٤/٧/٢٦ | ٦:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()
  • تیم بلاگ | زیبا مد