به دلم چو بهار تو بیا ، بیا ببین ز عشق تو در تب و تابم 

نرو از بر من تو بمان ، بمان که در هوای تو مست و خرابم 

جام دلم لبریز ز می رخ تو شده باز 

بوی بها آمد سر کوی تو ام به نیاز 

با عشقت به جان من عشوه ها فکنی 

آخر من چه کرده ام ساغرم شکنی 

عشق  تو مرا کشد سوی هر دیاری 

نازکتر ز غنچه ای ، بوسه ی بهاری 

باغ و بهارم باشو صبر و قرارم 

جز تو ندادم به کسی این دل زارم 

رفته خزان از یادم،‌ آمده نوروز 

باده ی عشق تو شده چاره ی کارم 


بوی بهار محمد شریف و سرور توکلی 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٥ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : عاطفه نوری | نظرات ()
  • تیم بلاگ | زیبا مد